علامرودشت دات کام

رسانه جامع بخش علامرودشت

پیام روز :

تاریخ علامرودشت

تاریخ علامرودشت

بخش اول: موقعیت جغرافیایی

شهر علامرودشت ، که مرکز بخشی به همین نام از توابع شهرستان لامرد در جنوب استان فارس است ، در محدوده جغرافیایی ۵۲ درجه و ۹ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۴۹ دقیقه طول شرقی و ۲۷ درجه و ۲۰ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۵ دقیقه عرض شمالی واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۵۳۰  متر است . این بخش ۱۷۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و از شرق به روستای ((کتک)) ، از غرب به روستای بلبلی ، از شمال به ارتفاعات ((شانول)) و((هوا)) و از جنوب به کوههای ((نر)) منتهی می شود .

مساحت خود شهر بیش از سه کیلومتر مربع ، به طول حدود دو کیلومتر و عرض یک کیلومتر است. جمعیت شهر بر اساس سرشماری عمومی ۱۳۸۵ش ، چهار هزار نفر و جمعیت کل بخش نیز ، بین هجده تا بیست هزار نفر است. این بخش جمعاً دارای ۴۶ پارچه آبادی است که تعداد ۳۳ آبادی بیست خانوار و تعداد سیزده آبادی آن هم کمتر از بیست خانوار است.

بخش علامرودشت اکنون در تقسیمات کشوری ، جزو شهرستان لامرد است که در محدوده جغرافیایی ۵۲ درجه و ۲۰ دقیقه تا ۵۴ درجه طول شرقی و ۲۷ درجه و ۱۰ دقیقه تا ۲۸ درجه و ۲ دقیقه عرض شمالی و در جنوب استان فارس قرار گرفته است .

بخش علامرودشت از شمال به شهرستان خنج از مغرب به بخش گله دارو اسیر از شرق به بخش مرکزی (روستای احشام) و از جنوب نیزبه بخش مرکزی شهرستان لامرد محدود شده است .

منطقه علامرودشت جزو اقلیم گرم و خشک و منابع آبی بسیار محدودی دارد . تنها رودخانه آن ، رودخانه فصلی علامرودشت است که اگر در فصل زمستان باران ببارد، چند گاهی آبی شور در آن جریان می یابد و در همین ایام جریان زمینهای حاشیه خود را مشروب می سازد و گرنه در طول سال خشک و بی آب است.

طول رودخانه علامرودشت حدود ۲۵۰ کیلومتر و حوزه آبریز آن بیش از سه هزار کیلومتر مربع است که صد البته یک رودخانه فصلی است و به نامهای رودخانه ((بیرم)) و ((چاه عینی)) هم خوانده می شود .

زمینهای منطقه و دشت علامرودشت ، جلگه ای و دامنه است  و خالی از درخت و پوشش  گیاهی ، و هوای آن بسیار گرم و مالاریایی است به طوری که گاه درجه حرارت آن در فصل تابستان از ۴۵ درجه نیز می گذرد.

آب مشروب و زراعتی آن عموماً از چاه، و چشمه و در برخی مناطق از قنات ، و در بعضی نواحی آب مشروب مطلقاً از آب انبار(برکه) تأمین می شود.

محصولات آن عبارت است از : غلات، خرما ، تنباکو ،پیاز و برخی محصولات صیفی کاری است و شغل بیشتر اهالی ،کشاورزی فصلی و دامداری می باشد . البته بسیاری از مردم منطقه هم از دیرباز ، برای  تأمین معاش و پیدا کردن کار و شغل ، در فصول مختلف سال، راهی کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند : کویت ، قطر، بحرین و شیخ نشینهای دبی ،ابوظبی و شارجه می شوند و پیش از این در سالهای که قحطی و خشکسالی منطقه را در بر می گرفت ، راهی مناطق قیر ،کارزین ، فیروزآباد ، آبادان و خرمشهر می شدند.

مهم ترین روستاهای دشت علامرودشت و این بخش از غرب به شرق عبارت اند از : ((انجیر بند)) ، ((چاه گزی)) ، ((کهنویه)) ، ((دهنو)) ، ((چاه کور)) ، ((خیرگو)) ، ((چهار طاق)) ، ((کتک)) و ،((خشتی)) .

تمامی اهالی این منطقه شیعه دوازده امامی اند و به فارسی ، با اندک ته لهجه ای متمایل به لهجه فارسی شیرازی ، سخن می گویند . برخی از زبانشناسان اعتقاد دارند که لهجه مردم منطقه علامرودشت ، چون در بعضی کلمات و ادای بعضی کلمات با لهجه لری مشابهت دارد، پس شاخه ای از لهجه لری است ، اما جز شباهت های اندک برخی کلمات که در خیلی از لهجه های دیگر نیز کم و بیش یافت می شود ، هیچ سند و مدرکی که این موضوع را اثبات کند ، وجود ندارد. بر این اساس ، به طور کلی می توان گفت که پایه و مایه اصلی لهجه ((علامرودشتی)) ریشه در لهجه اصیل فارسی جنوبی دارد.

بخش دوم : پیشینه تاریخی

الف. عهد باستان :

تاریخ روشن و دقیقی برای پیدایش علامرودشت ، دانسته و در دست نیست  ، منطقه ای که اکنون ((علامرودشت)) نامیده می شود ، از دیر باز و حتی پیش از اسلام ،آباد و معمور و دارای سکنه بوده است . برخی از این شواهد و قراین ، عبارت اند از :

۱-  وجود خرابه های منازل زردشتیان در قسمت غربی ((سبز پوشان)) علامرودشت ، به طول نزدیک به دو کیلومتر و عرض یک کیلومتر به صورت ((تلهای دایره ای شکل)) که در اصطلاح محلی علامرودشتی ((تل گوری)) نامیده می شود . اصطلاح ((تل گوریها)) ترکیبی است از دو کلمه ((تل)) به معنای بلندی و ((گوری)) یعنی ((گبری)) و منظور خانه های ویران شده گبرها (زردشتیان ) است که پس از ویرانی به تدریج به شکل پستی و بلندیهای دایره ای شکل در آمده اند و با اینکه بر اثر توسعه شهر و همچنین ایجاد تلمبه خانه های کشاورزی بخش عمده ای از آنها از میان رفته اند اما برخی از این ((تل گوریها)) هنوز پا برجایند . این آثار ،نشانگر دو امر است : اول اینکه مردم این مناطق پیش از اسلام پیرو مذهب زردشت بوده اند . دوم اینکه منطقه حتی پیش از اسلام خالی از سکنه نبوده است .

۲-   وجود تلی بزرگ در قسمت غربی و در حدود سه کیلومتری علامرودشت که هم اکنون در زبان محلی ((تل جت)) خوانده می شود . این اصطلاح نیز از دو کلمه ((تل)) به معنای ((تل)) که همان بلندی ، و ((جت)) که در افواه مردم منطقه به معنای ((قوم جت)) است، تشکیل شده است . کلمه((جت)) در لغتنامه ها و فرهنگنامه ها و سایر منابع به صورتهای مختلفی مانند ((جات)) ، ((جاط)) و((زط)) ثبت شده و به معانی گوناگونی آمده است

۳-  وجود آبراهها ، جدولها ، حوضچه ها و برکه های ساروجی که از چشمه ها و بلکه چاههای عمیق واقع در کوهستان بزرگ در جنوب و قبله گاهی علامرودشت ، سر چشمه می گرفته و از میان آبادی و حاشیه آن می گذشته و به سوی دشت و سپس کوهپایه های سمت شمال علامرودشت سرازیر می شده اند . روشن است که در آن روزگار شاید در محل کنونی چاه عینی و علامرودشت ، منازل مسکونی نبوده است .

۴-  وجود سر ستونها و پایه های عمارتی بزرگ و سنگی در شمال غربی علامرودشت و در نزدیکی دهکده ((وردوان)) و در کنار راه ماشین رو معروف به ((جاده شرکت نفت)) قرار گرفته ، شاهدی دیگر بر این مدعاست .

امامزادگان:

۱-  امامزاده شاه فرج الله که بر اساس نوشته سنگ قبرش ، نسبت وی با شاه زندون بیرمی متصل می شود. تاریخ سنگ قبر قدیمی وی مورخ ۴۳۸ق و یا ۳۳۸ ق است که معلوم نیست این تاریخ مربوط به سال وفات امامزاده یا سال تعمیر مزار و گذاشتن سنگ بر مزار اوست. این امامزاده ، نزد اهالی منطقه بسیار مورد تکریم و احترام است و مردم به آن اعتقاد راسخ دارند و کراماتی نیز به او نسبت می دهند . مزار وی در دو کیلومتری روستای کهنویه و در کنار دره ای در داخل کوه جنوبی پشت این روستا قرار دارد.

نوشته های مورخان و جغرافی نویسان :

۱) قدیم ترین مأخدی که به اختصار از علامرودشت سخن گفته ، کتابی است از حقایق نگار خورموچی (۱۲۲۵-۱۳۰۱ق /۱۸۱۰ -۱۸۸۴م ) که نزدیک به ۱۴۴ سال پیش نگاشته شده است . خورموچی در مورد علامرودشت چنین نوشته است :

بلوک اسیر و علامرودشت : این بلوک گرمسیر ، مردمش فقیر ، از سمت جنوبی شیراز به مسافت ۴۶ فرسخ (حدود ۲۵۰ کیلومتری راه آن روز شیراز به علامرودشت). حاصل این بلوک : خرما و غله و تنباکو ، و شکار این جلگه از وحوش آهو ، آبش از باران ، و اطواء هر قریه ، مشتمل بر سی خانوار الی ۲۵۰ خانوار .

۲) پس از ایشان میرزا حسن حسینی فسائی ، در چندین جای فارسنامه ناصری در باره علامرودشت مطالبی نوشته است که به این شرح است :

بلوک علامرودشت ، از گرمسیرات فارس جنوبی شیراز است و درازی آن از قریه خلیلی تا کهنوی علیا ، هفت فرسخ ، پهنای آن از خشتی تا کلائی ، یک فرسخ و نیم ، محدود از جانب مشرق به نواحی لارستان ، و از شمال به بلوک خنج و از مغرب به بلوک اسیر ، و از جنوب به نواحی بلوک گله دار .

محصولش گندم و جو دیمی و تنباکو که از آب چاه به عمل آوردند .در زمان سابق ، بلوکی آباد و معمور بود و نخلستانهای دیمی فراوان داشت و هر درخت نخلی بیفتاد، به جایش نخلی نکاشتند.

در اوایل دولت قاجاریه (دامت شوکتها) علی رضا خان علامرودشتی ، ضابط و حاکم این بلوک و اکنون کسی از او باقی نیست و کلانتر این بلوک حاجی حسین است و قصبه بلوک را ((سبز پوشان)) گویند. ۵۲ فرسخ از شیراز دور افتاده و دویست درب خانه از خشت و گل و چوب دارد و این بلوک را شانزده قریه آباد باشد:

بهنا : فرسخی بیشتر مشرقی سبز پوشان است .

چاه عینی : نیم فرسخ میانه جنوب و شرق سبز پوشان است.

چاه کور : سه فرسخ و نیم مشرقی سبز پوشان است .

چاه کور علیا : سه فرسخ و نیم مشرقی سبز پوشان است.

خلیلی : پنج فرسخ مشرق سبز پوشان است .

دهنو : یک فرسخ و نیم میانه جنوب و مشرق سبز پوشان است .

روگی پاسلار : چهار فرسخ مشرقی سبز پوشان است .

روگی حسنی : چهار فرسخ و نیم مشرقی سبز پوشان است.

زنگو : یک فرسخ و نیم شمال سبز پوشان است.

سبز پوشان : همان قصبه علامرودشت است

کلائی : دو فرسخ کمتر میانه جنوب و مشرق سبز پوشان است .

کمالی : سه فرسخ و نیم مشرقی سبز پوشان است .

کهنوی سفلی : فرسخی بیشتر مغربی سبز پوشان است .

کهنوی علیا : فرسخی مغربی سبز پوشان است .

مهمله : فرسخی بیشتر شمال سبز پوشان است .

فسائی علاوه بر بیان موقعیت جفرافیایی علامرودشت ، به برخی مسائل تاریخی آن نیز پرداخته که به این شرح  است :

۱-  به گفته فسائی : نخستین حادثه تاریخی که اهالی علامرودشت نیز در آن نقش داشته اند مربوط است به سال ۱۰۱۰ق و هنگام فتح بحرین به دست خواجه معین الدین فالی و به همراهی برخی چریکهای فالی ، اسیری و علامرودشتی ، به این شرح که :

… و رکن الدین مسعود ، چون در اصل از اهل بلده فال بود و نسبت خویشی با خواجه معین الدین والی فال داشت ، شکایت پرتگالان را به او نوشت و درخواست نمود که از الله وردی خان بیگلربیگی فارس استمدادی کند و تسخیر جزیره بحرین را بر او آسان شمارد و بیگلربیگی ، بعد از اطلاع اذن داده ، خواجه معین الدین فالی با لشکر بیخه فال و اسیر و علامرودشت ، که مردمانی شجاع و متهور و در تفنگ اندازی مشهورند ، بر کشتیهای کوچک و بزرگ نشسته ، به آسانی فتح جزیره بحرین را نموده ، دست جماعت پرتگال را کوتاه داشتند و در وقت جنگ زخمی به خواجه معین الدین فالی رسید که بعد از فتح ، وفات یافت و جزیره بحرین در تحت اقتدار الله وردی خان بیگلربیگی فارس در آمد .

۲-  در سال ۱۲۷۵ ق منطقه علامرودشت ، همراه با گله دار و اسیر و بندر عسلویه ، تحت امر میرزا علی محمد خان پسر میرزای نوری بوده است.

۳-     در سال ۱۲۷۶ق حکومت نواحی گله دار ، اسیر و علامرودشت ، تحت امر شاهزاده نوذر میرزای قاجار بوده است.

۴-  در سال ۱۲۷۷ق ، حکومت بندر بوشهر و دشتی و دشتستان و گله دار و اسیر و علامرودشت و بندر کنگان و بندر عسلویه ، به عهده امیرزاده عبدالباقی فرزند طهماسب میرزا مؤید الدوله بوده است .

۵-  در سال ۱۲۹۵ق حکومت بندر کنگان ، بندر طاهری و گاوبندی ، نواحی گله دار و بلوک اسیر و علامرودشت ، به شیخ مذکور خان کنگانی واگذار شد.

۶-  مدتی هم منطقه گله دار و اسیر و علامرودشت  تحت فرمان هادی خان بیضاوی پسر حاجی میرزا کلانتر شیرازی بود که البته تاریخ آن مشخص نیست اما یقیناً پیش از سال ۱۲۴۹ق بوده است .

نکته اول :

 با اینکه شیوه فسائی در ذکر شهرها ، روستاها و بلوک در فارسنامه ناصری این است که

پس از بیان موقعیت جغرافیایی و تاریخی آنها ، به ذکر عالمان ، ادیبان ، شاعران و بزرگان آن منطقه و ناحیه نیز می پردازد و شرح کامل یا مختصری از آنها را بیان می کند ، ولی متأسفانه در مورد منطقه علامرودشت ، هیچ نامی از عالمان و بزرگان این منطقه  نبرده و تنها به ذکر نام علیرضا خان علامرودشتی و حاجی حسین ، بسنده کرده است .

نکته دوم :

 فسائی مرکز منطقه علامرودشت را ((سبز پوشان)) دانسته است و این نشان         می دهد که در آن روزگار مرکز منطقه همان ((سبز پوشان)) بوده است که بعدها نام علامرودشت نیز بر همان جا اطلاق شده است .

نکته سوم :

 آنچه فسائی در مورد مسافت بین روستاهای  منطقه علامرودشت با مرکز آن ((سبز پوشان)) بیان کرده ، چندان صحیح نیست و بیشتر بر اساس حدس و گمان است . مثلاً فاصله چاه عینی را با سبز پوشان نیم فرسخ نوشته ، همچنین فاصله بین ((مهمله)) تا ((سبز پوشان)) و ((بهنا)) و ((سبز بوشان)) را تقریباً فرسخی بیشتر نگاشته و نیز فاصله ((چاه کور)) و ((کمالی)) را با ((سبز پوشان)) سه فرسخ و نیم نوشته که هیچ یک صحیح نیست و آنچه را که نوشته ، تقریبی است .

نکته چهارم :

 فسائی طول منطقه علامرودشت را هفت فرسخ (حدود ۵/۳۷ کیلومتر) و عرض یک فرسخ و نیم (حدود هشت کیلومتر) دانسته است . در حالی که مسعود کیهان نوشته است ، طول منطقه ۴۲ و عرض آن نه کیلومتر است  که از شمال به خنج ، از مشرق به لارستان ، از جنوب به گله دار ، و از مغرب به اسیر ، محدود است. آب و هوای آن گرم و محصول آن تنباکو ، جمعیت آن پنج هزار نفر ، مرکز آن سبز پوشان دارای دویست خانوار است و شانزده قریه دارد.

سه. یکی دیگر از منابعی که راجع به علامرودشت مطالبی نوشته ، کتاب تاریخ جهانگیریه و بستک است که ۴۲ سال پیش چاپ شده است. مطالبی راجع به جنگ بستک و لار نوشته و گفته شده است که مردم علامرودشت نیز ، همچون دیگر مناطق در این جنگ شرکت کردند و سپس ادامه می دهد که : پس از واقعه بستک و لار ، بار دیگر اهالی تراکمه ، وراوی ، زنگنه، بیخه جات ، بیرم و علامرودشت در سال ۱۳۲۸ق ، به ریاست حاج غلامحسین خان وراوی و سید حاج بابا بیرمی و …

از این جمله استنباط می شود که مردم علامرودشت نیز در کنار عده ای دیگر ، در اطاعت از دستور مرحوم آیت الله سید عبدالحسین لاری ، بندر بستک ، که شیعیان را اذیت و آزار کرده بودند . حمله بردند .

چهار. در یکی دیگر از منابع راجع به این منطقه چنین آمده است :

علامرودشت دهستان بخش لامرد شهرستان لار، دارای پانزده آبادی ، مرکزش علامرودشت که طبق سر شماری ۱۳۴۵ش ، جمعیت آن ۱۴۱ نفر و جمعیت دهستان ۲۴۰۰ نفر و در ۹۳ کیلومتری کنگان قرار دارد.

پنچ. دیگری نوشته است :

علامرودشت مرکز دهستان علامرودشت بخش کنگان شهرستان بوشهر ، واقع در ۹۳ هزار کیلومتری خاور کنگان و کنار راه عمومی اشکنان به پس رودک و دارای ۲۵ تن جمعیت .

سپس چنین آمده است :

علامرودشت یکی از دهستانهای نه گانه بخش کنگان شهرستان بوشهر است که حدود آن بدین قرار است : از شمال به دهستان افزر و شهرستان فیروز آباد ، از خاور به دهستان خنج لار ، و از باختر به دهستانهای جم و گله دار : و از جنوب به دهستانهای وراوی و گله دار . زمین آن جلگه و دامنه است . هوای آن گرم و مالاریایی است. آب مشروب و زراعتی آن از چاه و چشمه و قنات تأمین می شود. محصولات آن عبارت است از : خرما ، تنیاکو ، پیاز ، شغل اهالی زراعت است . این دهستان از شانزده آبادی تشکیل یافته و دارای ۲۴۰۰ تن جمعیت است و قرای مهم آن عبارتند از ، چاه عینی ، کهنو ، کمالی و انجیربند . راه ارتباطی آن با اطراف مالرو است .

 موقعیت فعلی :

از آنچه تاکنون راجع به تاریخ و جفرافیای علامرودشت از منابع تاریخی و جفرافیایی و همچنین بر اساس تحقیقات میدانی نقل کردیم ، مراحل توسعه و رشد این منطقه و شهر علامرودشت به این شرح بدست می آید :

مرحله اول . هسته اولیه سکونتگاه ، در دو قلعه قدیمی به نام قلعه ((علامرودشت)) و                (( قلعه جت )) و چند قلعه دیگر بوده است و کم  کم محل اقامت مردم آنجا به خارج از قلعه ها و منازل مستقل از یکدیگر گسترش یافته و به تدریج روستای قدیمی علامرودشت و دیگر روستاهای نزدیک و دور این قلعه شکل گرفته است . تاریخ این تغییر مکان و مدتی که شکل گیری این روستاها به طول انجامیده ، به روشنی معلوم نیست . هر چند می دانیم که سالها این تحول و تغییر طول کشیده تا به شکل کنونی در آمده است.

مرحله دوم . آمار ، ارقام ، و شواهد و قرائن نشان می دهد که از سال ۱۳۴۰ش به بعد ، نرخ رشد طبیعی جمعیت در اطراف قلعه های مذکور ، در دو هسته مجزا ، رونق و رشد بیشتری یافته و از حدود تقریباً ۳۵ سال قبل به این سو ، تعدادی از منازل مسکونی در حد فاصل         چاه عینی و علامرودشت ((سبز پوشان)) به نام ((دهنو)) در مجاورت راه ورودی شهر از سمت غرب مسیر مذکور ساخته شده و این توسعه تا ۱۳۵۸ ش بیشتر و بیشتر گردیده. تا آنجا که دو روستای فوق را به هم متصل ساخته و سپس رشد و توسعه در سمت جنوب غربی و جنوب شرقی ادامه یافته است .

مرحله سوم . پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سال ۱۳۶۵ش ، جهاد سازندگی ، اقدام به تهیه طرح هادی روستا کرد و روند توسعه و رشد ممکن و نرخ جمعیت از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۰ش ، یعنی طی دوازده سال ، چنان شتاب گرفت که معادل رشد سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۸ش ، یعنی هجده سال ، است .

در سال ۱۳۷۰ ش ، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بسیاری از اراضی ملی واقع در طرح هادی را با مساحت بیش از شصت هکتار تفکیک و به افراد واگذار می کند و به همین دلیل ، طی ده سال اخیر ، یعنی از ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ ش ، توسعه شهر تا دو برابر افزایش یافته است . این در حالی است که وسعت هسته اولیه روستا تا سال ۱۳۴۰ش ، حدود یک و نیم هکتار بوده و بعد از دهه چهل به ۲۵ هکتار افزایش یافته و در سال ۱۳۵۸ش به ۴۵ هکتار و در سال ۱۳۷۵ش به ۷۵ هکتار و در نهایت در سال ۱۳۸۰ش ، این مساحت به ۱۹۷ هکتار رسیده است. عوامل مؤثر در این تحولات ، عبارتند از ، اصلاحات ارضی ، پیدایش تکنولوژی جدید آبیاری ، مهاجرت ، وقوع انقلاب اسلامی ، تشکیل جهاد سازندگی و تهیه طرح هادی و دخالت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و تفکیک اراضی و واگذاری آن به افراد نیازمند مسکن.

در سال ۱۳۷۵ش مرکز بخش علامرودشت به شهر تبدیل گردید و نام مرکز این بخش از       ((چاه عینی)) به ((علامرودشت)) تغییر یافت. شهرداری علامرودشت که مقدمات اولیه تأسیس آن پس از این سال آغاز شده بود ، در خرداد ۱۳۷۷ ، رسما افتتاح و در واقع کار ساخت و ساز ، نهادینه و قانونی شد و با طرحهای عمرانی ، شکل تازه و رونق بیشتری گرفت و کار خیابان کشی ابتدا از طرف جهاد سازندگی چند سال قبل آغاز شده بود ، از آن پس شکل سازمان یافته تری گرفت که این روند همچنان ادامه یافته به ویژه پس از کشیده شدن جاده ای که از شهرستان لامرد تا علامرودشت ، و از علامرودشت به خنج و آسفالته شدن آن و نیز پس از احداث جاده جدیدی که از غرب علامرودشت به سوی بنادر ساحلی خلیج فارس امتداد یافته ، و به زودی گشایش خواهد یافت

با گسترش ساخت و ساز ، نرخ رشد جمعیت نیز به صورت چشمگیری افزایش یافته . چنان که بر اساس سر شماری ۱۳۴۵ش ، تعداد جمعیت مرکز علامرودشت ۱۴۱ نفر و آمار جمعیت دهستان ۲۴۰۰ نفر بوده اما  طبق آمار سال ۱۳۸۵ش ، این تعداد در مرکز شهر علامرودشت به چهار هزار نفر و در کل بخش علامرودشت ، هجده تا بیست هزار نفر رسیده است که بدین ترتیب رشد جمعیت در مرکز شهر ۲۷ برابر و کل بخش به هشت برابر افزایش یافته است.

هم اکنون شهر علامروشت دارای هفت حسینیه و هشت مسجد است که مهم ترین مساجد آن عبارت اند از : مسجدی قدیمی که به ((مسجد جامع )) معروف است و در قسمت شمال شرقی و در کنار گورستان قدیمی (گلزار) قرار گرفته است . مسجد کویتیها که اخیراً بازسازی شده و گنبد و مناره های بلندی دارد و با حسینیه کنار آن به نام ((مجتمع فرهنگی امام حسن مجتبی)) تغییر نام یافته است . مسجد امام علی بن ابی طالب (ع) که در کنار فاطمیه قرار گرفته است و آن هم در این چند سال اخیر به شکلی زیبا با گنبدی بزرگ و مناره هایی بلند ساخته شده است. گنبدها و مناره های این دو مسجد بزرگ از کیلومترها دور از شهر پیداست و جلوه زیبا و مذهبی به این شهر داده اند .

حسینیه قدیمی هم عبارتند از : حسینیه حاج محمد حسین ملک زاده که به حسینیه حاج شیخ حسین رفیعی معروف است. حسینیه ملا حسین زایر عبدالرضا رضائی که به فاصله دویست قدم از حسینیه پیشین قرار گرفته و هر دو در مرکز شهر قرار دارند. حسینیه کویتیها که در کنار مسجد کویتیها واقع شده و چنان که پیش تر اشاره شد ، مسجد و حسینیه ((مجتمع فرهنگی امام حسن مجتبی (ع))) را تشکیل می دهند. حسینیه روگیرها در قسمت شرقی شهر حسینیه قدیمی علامرودشت  ، فاطمیه و مهدیه.

نظر خود را بگذارید .

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به علامرودشت دات کام میباشد .

قالب وردپرس خانه وردپرس
قالب وردپرس